Saturday، May 14، 2005

فراموش‌شده‌ها

بی‌خود نيست که من از هاکسلی خوشم می‌آيد! اگر هم فعلاً مدتی است سراغش نرفته‌ام، يکی سرم خيلی شلوغ بوده و ديگر اينکه انگليسی‌اش کمی مشکل است و برای من دو برابر متن‌های ديگر دقت می‌خواهد. خوبی هاکسلی اين است که با وجود اديب بودن، مثل تالکين ادبياتش «نُنُری» نيست. حالا از اين بگذريم، HK کاغذ جا مانده در پرينتر را نشانم می دهد که "اين مال توئه! هم Watch-Dog داره، هم کلمات قصار!" می‌بينم امضای يک نفر است که توی یک Forum کامنت نوشته:

Maybe this world is another planet’s hell. Aldus Huxley
شايد که اين جهان، جهنم جهان ديگری باشد. آلدوس هاکسلی

هاکسلی اگر نمی‌شناسيد، من به عنوان يک نويسنده می‌شناسمش و دو سه کتاب از او خوانده‌ام. معروفترين اثرش تا جايي که من می‌دانم «دنيای قشنگ نو» است. ترجمهء فارسی‌اش نه اينکه حرف نداشته باشد، ولی خيلی خوب است. حداقل به قدر تاييد «صالح حسينی». اينجا هم می‌توانيد دربارهء خود هاکسلی بخوانيد، که البته بعيد است کسی علاقمند باشد.

بعد از بسته شدن سايت بعد هفتم، هنوز هيچ خبری از يک دلسوز برای ادبيات sci-fi فارسی پيدا نشده. اما اين بلاگ، اميدوارم که فعاليتش بيشتر شود.

به عنوان يک گير‌دهندهء قديمی به رسم الخط و املاء و انشاء، با اين که خودم مقيد و اسير استاندارد در نوشتن هستم، اما اصلاً اجبارش را نمی‌پسندم. اصلاً زبان و شکل و رسمش را مردم ساخته‌اند، نه ادبا و فرهنگ‌نامه‌نويسان. يک محرک جهش، جنبش، زندگی و پويايی زبان هم، همين اشتباه‌هايي است که مردم در حرف زدن در زندگی روزمره‌شان می‌کنند. اين هم در حاشيهء مصاحبهء عمو اسد با خوابگرد که وسطش مجبور شدم ولش کنم!